به گزارش پیام مهارت، مطالعهها نشان میدهد که مغز انسان در مواجهه با محرکهای منفی عکسالعملهای قویتر و پردازشهای عصبی بیشتری نسبت به محرکهای مثبت نشان میدهد. به عبارت دیگر، یک تجربه ناخوشایند یا انتقاد ممکن است مدتها در ذهن باقی بماند، حتی زمانیکه تجربههای مثبت فراوانی در همان موقعیت وجود دارد. این پدیده میتواند توضیح دهد چرا بازخورد منفی در محل کار یا روابط شخصی بیشتر در ذهن ماندگار میشود و حتی برداشت کلی ما از یک روز را تحت تأثیر قرار میدهد.
از دیدگاه تکاملی، سوگیری منفی احتمالا یک مزیت بقا بوده است. پردازش سریع اطلاعات خطرناک میتواند به انسانهای نخستین کمک کند تا از تهدیدها فرار کنند یا منابع مورد نیاز خود را بهتر تامین کنند. این روند منجر به برجستهسازی محرکهای منفی در حافظه و توجه شده است، اما در دنیای امروز میتواند اثرات متفاوتی داشته باشد.
سوگیری منفی میتواند بر تصمیمگیری روزمره نیز تأثیر بگذارد. مطالعات اقتصادی نشان میدهند که افراد اغلب از خطرات احتمالی اجتناب میکنند حتی زمانیکه پاداش مثبت مشابهی در مقابل آنها قرار دارد. برای مثال، ترس از دست دادن پول ممکن است در تصمیمات سرمایهگذاری بیشتر از احتمال سوددهی نقش داشته باشد، امری که تصمیمگیریهای مالی و رفتاری را تحت تاثیر قرار میدهد.
در روابط اجتماعی، این سوگیری میتواند باعث شود که ما بیشتر به نکات منفی دربارهی دیگران توجه کنیم؛ حتی زمانی که جنبههای مثبت بیشتری وجود دارد. افراد ممکن است یک رفتار ناخوشایند را برجسته کنند و خاطرات مثبت را کماهمیت جلوه دهند، که این خود میتواند تنشها و سوتفاهمها را تشدید کند.
کارشناسان حوزه سلامت روان میگویند در حالی که کمی توجه به خطر و تهدید برای بقای انسان اهمیت داشته است، تمرکز بیش از حد روی منفیها میتواند باعث افزایش استرس، اضطراب و کاهش کیفیت زندگی شود. برای مقابله با این چالش، روانشناسان پیشنهاد میکنند که افراد آگاهانه روی تجربهها و خاطرات مثبت تمرکز کنند، بازخوردهای منفی را در زمینهی بزرگتر باور کنند و از روشهای بازفُرموله کردن افکار منفی بهره ببرند تا تعادل ذهنی بهتری برقرار کنند.
با افزایش حجم خبرهای منفی در رسانهها و شبکههای اجتماعی، این میل ذهنی به اطلاعات بد بیش از پیش برجسته شده و میتواند تأثیرات عمیقی بر نگرش و رفتار جامعه از نگرش به سلامت شخصی تا تصمیمهای اجتماعی و اقتصادی داشته باشد.