02:21

1404/12/02

مدیتیشن می‌تواند فعالیت مغز را دگرگون کند!

پژوهش های جدید نشان می‌دهد مدیتیشن نه تنها ذهن را آرام می‌کند، بلکه می‌تواند به‌طور عمیق فعالیت مغز را تغییر دهد و الگوهای عصبی را فراتر از چیزی که قبلاً تصور می‌شد بازسازمان دهد.

به گزارش پیام مهارت، در این مطالعات اعضای یک گروه ۱۲ نفره از راهبان بودایی با بیش از ۱۵۰۰۰ ساعت تجربه مدیتیشن شرکت کردند. محققان با استفاده از تصویربرداری مغناطیسی مغز و الگوریتم‌های یادگیری ماشین، تأثیر دو نوع تمرین مدیتیشن را با حالت استراحت مغز مقایسه کردند.

دو روش مدیتیشن مورد بررسی عبارت بودند از ساماتا، که تمرکز شدید توجه بر یک شیء مشخص مثل نفس کشیدن را دربرمی‌گیرد، و ویپاسانا، که شامل نظارت باز و بدون قضاوت بر احساسات و افکار است.

ساماتا یک روش سنتی مدیتیشن در بودیسم است که تمرکز بر آرام‌سازی ذهن و پرورش تمرکز عمیق دارد. هدف اصلی آن ایجاد ثبات ذهنی و کاهش آشفتگی‌های ذهنی است تا فرد بتواند ذهنی آرام، روشن و متمرکز داشته باشد. در تمرین ساماتا، فرد معمولاً با تمرکز بر یک شیء خاص مانند نفس، شعله شمع یا یک مانترا ذهن خود را به یک نقطه متمرکز می‌کند و از پراکندگی افکار جلوگیری می‌کند.

ویپاسانا نیز یکی از قدیمی‌ترین روش‌های مدیتیشن بودایی است که تمرکز آن بر بینش و مشاهده واقعیت‌ها به صورت عینی است. در این روش، فرد با تمرکز دقیق بر نفس، بدن، افکار و احساسات خود، فرآیندهای ذهنی و تجربیات لحظه‌به‌لحظه را بدون قضاوت یا مقاومت مشاهده می‌کند. هدف ویپاسانا پرورش آگاهی عمیق، درک ناپایداری و عدم تعلق پدیده‌ها، و کاهش رنج ذهنی است. این تمرین به فرد کمک می‌کند تا خودآگاهی و شفافیت ذهنی بیشتری پیدا کند، واکنش‌های عاطفی را مدیریت کند و آرامش پایدار و بینش عمیق نسبت به ماهیت واقعی تجربه‌های زندگی کسب کند.

تحلیل داده‌های مغزی نشان داد که ساماتا مغز را در یک حالت پایدار و متمرکز قرار می‌دهد که با افزایش تمرکز عمیق همراه است؛ در حالی که ویپاسانا فعالیت مغزی را به سوی چیزی نزدیک به «بحرانیت مغز» سوق می‌دهد، حالتی که در آن شبکه‌های عصبی در تعادل بهینه بین نظم و آشوب قرار دارند. این وضعیت می‌تواند به مغز کمک کند تا بیشتر متمرکز، تطبیق‌پذیر و کارآمد در پردازش اطلاعات شود.

محققان همچنین دریافتند که برخی نوسانات مغزی (مثل امواج گاما) که معمولاً با پردازش بیرونی اطلاعات ارتباط دارند، در هنگام مدیتیشن کاهش یافته‌اند، و این می‌تواند نشان‌دهنده افزایش تمرکز درون‌گرایانه باشد.

جالب اینجاست که مدیتیشین‌های باتجربه‌تر تفاوت کمتری بین وضعیت استراحت و مدیتیشن از خود نشان دادند، که ممکن است به این معنی باشد که حالت‌های مدیتیشن به تدریج بخشی از الگوی فعالیت طبیعی مغز آنها شده است.

با این حال، نویسندگان مطالعه هشدار می‌دهند که تغییرات مغزی ناشی از مدیتیشن هنوز به‌طور کامل درک نشده‌اند و تأثیرات بلندمدت آن نیازمند تحقیقات بیشتری است. برخی پژوهش‌های دیگر حتی نشان داده‌اند که مدیتیشن ممکن است دربرخی افراد باعث افزایش اضطراب یا علائم منفی روانی شود.

این یافته‌ها به مجموعه‌ای رو به رشد از شواهد علمی می‌پیوندند که مدیتیشن می‌تواند ساختار و عملکرد مغز از جمله افزایش ارتباطات عصبی و بهبود عملکرد شناختی را تغییر دهد؛ اما کارشناسان تأکید می‌کنند که برای فهم کامل اثرات آن باید مطالعات بیشتری انجام شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *