به گزارش پیام مهارت، این تحقیق که نتایج آن مبتنی بر مقایسه دادههای دهها نقشه جهانی جنگل بهدستآمده از تصاویر ماهوارهای است، نشان میدهد که ابزارهای رایجِ سنجش از راه دور در تعیین اینکه کدام نواحی واقعاً جنگل محسوب میشوند، اختلافات چشمگیری دارند. تنها حدود یکچهارم از مناطقی که توسط حداقل یکی از این دادهها بهعنوان جنگل تعیین شدهاند، در تمام پایگاههای داده بهعنوان جنگل شناسایی شدند، یعنی در بیش از ۷۵٪ موارد، حتی کارشناسان با استفاده از فناوریهای پیشرفته هم برای پاسخ به سؤال ساده «جنگل کجاست؟» به توافق نمیرسند.
یکی از دلایل اصلی این اختلافات، تعاریف متفاوت جنگل در هر پایگاه داده و تفاوت در آستانه پوشش درختی است. برخی پایگاهها پوشش سبز با حداقل ۱۰٪ درخت را جنگل میدانند، در حالی که دیگران معیارهای بسیار سختگیرانهتری دارند، مثلاً فقط مناطقی با بیش از ۷۰٪ پوشش تاج درختی را در نظر میگیرند. همچنین وضوح تصاویر، روشهای پردازش داده و الگوریتمهای پنهان در تحلیل ماهوارهای میتوانند نتایج متفاوتی تولید کنند.
این ناهماهنگی نهفقط یک چالش علمی است، بلکه پیامدهای واقعی و فوری برای تصمیمگیریهای جهانی دارد. بهعنوان مثال، اختلاف در برآورد کربن ذخیرهشده در جنگلها میتواند تخمین تاثیرات تغییر اقلیم را دچار خطا کند، و نقشههای مختلف حتی در یک کشور واحد هم میتوانند میلیاردها دلار سرمایهگذاری در پروژههای کاهش انتشار گازهای گلخانهای را تحتتأثیر قرار دهند. همین موضوع در برنامهریزی مناطق حفاظتشده و ارزیابی جمعیت جوامع نزدیک جنگلها که به منابع طبیعی وابستهاند نیز نقش دارد، چون نتایج میتوانند بسته به نقشه انتخابشده صدها میلیون نفر را در شاخصهای فقر یا سلامت قرار دهند.
در مناطق خشک و جنگلهای تکهتکه، اختلافها حتی شدیدتر است: در برخی از این زیستبومها توافق بین نقشهها روی تنها ۱۲٪ از منطقهای که ممکن است جنگل داشته باشد، بهدست آمده است. این وضعیت نشان میدهد که در جاهایی که جنگلها کمتر پیوسته یا پراکنده هستند، ابزارهای سنجش هنوز توانایی کافی برای ارائه یک تصویر دقیق و یکدست ندارند. حالتی که در بسیاری از زیستبومهای آسیبپذیر دیده میشود.
پژوهشگران میگویند پذیرش این عدم قطعیتها و استفاده از چندین منبع داده برای ارزیابی وضعیت جنگلها میتواند به طراحی سیاستهای بهتر کمک کند، زیرا فرض اینکه فقط یک نقشه یا مجموعه داده «صحیح» است ممکن است به اشتباه در تعیین اولویتها منجر شود. تحلیلگران همچنین تأکید میکنند که استانداردسازی روشهای سنجش و بهبود تعریفهای جنگل میتواند به کاهش این اختلافات کمک کند و ابزارهای تصمیمگیری جهانی را تقویت نماید.
در دنیایی که جنگلها بهعنوان یکی از مهمترین منابع جذب کربن و پناهگاههای تنوع زیستی شناخته میشوند، این چالش نشان میدهد که حتی در تعیین ابتداییترین سؤال درباره موقعیت مکانی جنگلها باید محتاط بود و برای تدوین سیاستهای مؤثر محیطزیستی نخست باید پایگاهی علمی و مورد توافق ایجاد کرد.