هیچ صاحبنظری در عرصه آموزش نیست که دغدغه شکاف میان آموزشهای امروز و نیازهای فردای نوجوانان را فریاد نزند. تردیدی نیست که آموختههای مدارس، شالودهای برای شکلگیری توانمندیها، کشف و هدایت استعدادها، و در نهایت، دستیابی به یک زندگی اجتماعی متعادل و رفاه اقتصادی شایسته است. اما آیا سرمایهگذاریهای عظیم در این حوزه، از میلیاردها تومان سرمایه مادی گرفته تا صدها هزار نیروی انسانی، میلیونها متر مربع فضای آموزشی و میلیونها صفحه محتوای درسی، به اهداف تعریفشده و مشخص خود میرسند؟
مدرکگرایی، کنکورمحوری، نمرهسالاری، فعالیت پررونق موسسات خصوصی آموزشی، کتابهای کمکدرسی، کلاسهای خصوصی و کنکور، با گردش مالی سرسامآور سالیانه، چه دستاوردی برای نوجوانان، جوانان و بزرگسالان دهههای اخیر داشتهاند؟
با گسترش روزافزون زیرساختهای اینترنت و فناوری اطلاعات، جهان شاهد تحولات شتابانی در عرصههای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. شبکههای اجتماعی و فناوری اطلاعات با سرعتی مافوق تصور، جوامع بشری، از جمله جامعه ما را در نوردیدهاند. بیشک، تکنولوژی بر پایه فناوری اطلاعات، علیرغم آسیبهای احتمالی، مزایای بیشماری را در حوزههای گوناگون توسعه به ارمغان آورده و خواهد آورد.
در سالهای اخیر، هوش مصنوعی با سرعتی خیرهکننده، در حال درنوردیدن جهان هستی است. این فناوری نهتنها به زمین و انسان محدود نمیشود، بلکه بهزودی فردای جهان، اقتصاد، فرهنگ و توسعه در جوامع و کشورها را دگرگون خواهد کرد. در طول تاریخ، مشاغل و حرفهها تحت تأثیر پیشرفت و فناوری دستخوش تغییرات فراوانی شدهاند. استادکاران، مهندسان، نویسندگان، شعرا، مخترعان و کاشفان، فراز و فرودهای بسیاری را در این حوزه تجربه کردهاند. اما اکنون، با شتاب بیسابقه هوش مصنوعی، این سوال مطرح میشود:
آیا نظام آموزشی ما در مدارس، از کلانشهرها گرفته تا روستاها، بر اساس استراتژیها و برنامههای مشخص، کودکان و بهویژه نوجوانان را برای مواجهه با تحولات دنیای کار و اشتغال آینده آماده میکند؟ میزان سرمایهگذاری در این زمینه، نحوه توزیع عادلانه منابع و سطح دسترسی به این امکانات چگونه است؟ آیا زیرساختهای مدارس، محتوای آموزشی، توانمندی معلمان، کادر مدارس و مدیران، با این تحولات همگام شده است؟
بیشک، صدها هزار کسبوکار و شغل در جوامع، تحت تأثیر هوش مصنوعی و فناوری اطلاعات، یا دچار تغییرات بنیادین خواهند شد یا بهکلی از بین خواهند رفت. در مقابل، هزاران شغل جدید قابل پیشبینی جایگزین آنها خواهند شد. مفهوم شغل، مهارت و تربیت کارآفرین، نیازمند بهروزرسانی است. این مهم، مستلزم استراتژیهای سازمانی آیندهنگر، تخصیص بودجههای لازم برای توسعه زیرساختها، برنامههای مدون برای تغییر نگرش و توانمندسازی نیروی انسانی، و همچنین بهروزرسانی محتوای آموزشی همگام با تحولات این حوزه است.
به نظر میرسد که زمان شکستن تابوی مدیریت سنتی و لاکپشتی در آموزشوپرورش فرا رسیده است.
